قلب
گوشهای دلپذیر را سکنا گزین
بادی میخانه را بر لب ببین
سکوت و عود و شمع هر سه و را میخواند در حرم
قلـــــــــب تو محرم اسرار حق
قلـــــــــب تو میخانه مستی نگر
قلـــــــــب تو با دود عود پیدا میشود
قلـــــــــب تو با شمع جان هویدا میشود
قلـــــــــب تو در قلــــ
ـــــبــــها پیدا میشود
قلـــــــــب تو در ناپیدا پیدا میشود
شور و مستی در قدح یک باره نوشد در وصف تو
شاید آید این عدم در پیدای جان تو
حال خوب و یار خوب و عیش و نوش
جمله در یک خانه ساکن میشود
در جــــــان و قلـــــــــب مـــــــــن
شنبـــــه ۱۴۰۳/۰۶/۰۳